ایران شریفینیا؛ نخستین زن اعدامی در تاریخ معاصر ایران
مقدمه
ایران شریفینیا نخستین زنی است که در تاریخ معاصر ایران، بهطور رسمی به حکم اعدام محکوم شد و حکم او اجرا گردید. این پرونده که به سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۱ خورشیدی بازمیگردد، در جامعه ایران بازتاب گستردهای داشت و نقطه عطفی در تاریخ قضایی کشور محسوب میشود. اهمیت ماجرا در این بود که طبق قوانین آن زمان، زنان بهندرت با مجازات مرگ روبهرو میشدند و قتلهای ارتکابی از سوی آنان اغلب با تخفیف همراه بود. اما ارتکاب دو فقره قتل عمد از سوی ایران شریفینیا سبب شد استثناء قانونی فعال گردد و حکم اعدام برای او صادر و اجرا شود.
زندگی و پیشزمینه
درباره زندگی شخصی ایران شریفینیا اطلاعات زیادی در دسترس نیست. آنچه از اسناد و گزارشهای مطبوعاتی آن زمان برمیآید این است که او هووی مادر دو دختر خردسال به نامهای فاطمه (۵ ساله) و زهره (۱۰ ساله) بود. این رابطه خانوادگی پرتنش، بستر اصلی شکلگیری انگیزه قتل را فراهم آورد. در جامعه سنتی آن دوران، رقابتها و نزاعهای خانوادگی میان زنان در نظام چندهمسری، پدیدهای شناختهشده بود و گاه به تراژدیهای اجتماعی میانجامید.
وقوع جنایتها
قتل فاطمه
در سال ۱۳۵۰، دو دختر خردسال خانواده در مسیر بازگشت از مدرسه توسط ایران شریفینیا ربوده شدند. چند روز بعد، جسد فاطمه کنار رودخانه کرج پیدا شد. ایران ابتدا ادعا کرد که کودک بیمار بوده و جان باخته است، اما شواهد پزشکی قانونی مرگ بر اثر خفگی را تأیید کرد.
قتل زهره
شریفینیا با دختر دیگر، زهره، به شمال کشور گریخت. او در بندر انزلی خانهای اجاره کرد و با هویتی جعلی زندگی پنهانی داشت. پس از دستگیری، اعتراف کرد که زهره را کشته و جسدش را در چاهی انداخته است. مأموران، جسد را از همان چاه بیرون کشیدند؛ آثار خفگی و شکستگی استخوان در جسد وجود داشت.
این دو قتل متوالی، جامعه ایران را به شدت تکان داد و رسانهها با حساسیت بالایی پرونده را پوشش دادند.
دادگاه و جنبههای حقوقی
روند محاکمه
اولین جلسه دادگاه در شهریور ۱۳۵۰ در تهران برگزار شد. دادگاه علنی بود و جمع زیادی از مردم در آن حضور یافتند. ایران شریفینیا در دفاعیاتش اظهار داشت که تحت فشارهای خانوادگی و به دلیل بدرفتاری همسر و شرایط سخت زندگی، دست به این کار زده است. با این حال، شواهد روشن و اعترافات خودش، راهی برای تبرئه باقی نگذاشت.
ماده ۴۶ قانون مجازات عمومی
بر اساس ماده ۴۶ قانون مجازات عمومی آن دوره، زنان اصولاً نباید به مجازات اعدام محکوم شوند، مگر در شرایط خاصی از جمله قتل عمد. ریاست دادگاه، دکتر ضیاءالدین صفینیا، تصریح کرد که چون متهم دو فقره قتل عمد انجام داده، مشمول استثناء این ماده میشود و حکم اعدام قطعی است.
صدور حکم
پنج قاضی به اتفاق آرا، ایران شریفینیا را به اعدام محکوم کردند. تلاشهایی برای کسب رضایت خانواده مقتولان و تبدیل حکم صورت گرفت، اما به نتیجه نرسید.
اجرای حکم اعدام
روز اجرا
بامداد ۶ تیر ۱۳۵۱ (۲۷ ژوئن ۱۹۷۲)، در محوطه زندان قصر تهران، حکم اجرا شد. صحنه اجرای حکم به شدت رسانهای شد. گفته میشود او در لحظات پایانی آرام بود، اما چند بار تعادلش را از دست داد و به پاسبانها تکیه داد.
آخرین جمله
هنگامی که طناب دار بر گردنش انداخته شد، جملهای گفت که بعدها در گزارشها بازتاب گسترده یافت:
«مراقب باشید روسریام نیفتد.»
این جمله، بهعنوان وصیت آخرین لحظه، تصویر عجیبی از تلفیق ترس، شرم اجتماعی، و باورهای فرهنگی آن دوران به جا گذاشت.
پایان
ساعت ۴:۲۷ بامداد، چارپایه از زیر پای او کشیده شد و پس از نیم ساعت مرگ تأیید شد. جسد طبق وصیت در قم دفن گردید.
بازتاب اجتماعی و فرهنگی
-
رسانهها: مطبوعات آن زمان پرونده را با تیترهای درشت منتشر کردند و نخستین بار افکار عمومی شاهد محاکمه و اعدام یک زن به جرم قتل عمد بود.
-
جامعه: در محافل اجتماعی، بحثهایی درباره خشونت خانگی، نقش حسادتهای خانوادگی، و حتی عدالت جنسیتی در اجرای مجازات مطرح شد.
-
قانون و زنان: این پرونده عملاً نشان داد که زنان نیز در برابر قتل عمد، همانند مردان، با مجازات مرگ مواجه خواهند شد. این رویکرد تا پیش از آن در ایران کمسابقه بود.
جمعبندی
پرونده ایران شریفینیا، علاوه بر آنکه یک جنایت خانوادگی تلخ و تراژیک بود، به نقطه عطفی در تاریخ حقوقی ایران تبدیل شد. برای نخستین بار، یک زن در چارچوب استثناء قانونی ماده ۴۶، به دار آویخته شد. این واقعه نشان داد که جنسیت در برابر جرم قتل عمد، مصونیتی ایجاد نمیکند.
با این حال، ابعاد اجتماعی و فرهنگی ماجرا، بهویژه نقش فشارهای خانوادگی، جایگاه زنان در ساختارهای سنتی، و حتی آخرین جملۀ او، همچنان موضوعی قابل تأمل است.
