دومین پادشاه دودمان قاجار، همواره یکی از پرسشهای مهم در تاریخ معاصر ایران بوده است. فتحعلی شاه قاجار که با نام بابا خان به دنیا آمده بود، پس از به سلطنت رسیدن در سال ۱۲۱۲ هجری قمری، نام نیای خود یعنی فتحعلی خان قاجار را برگزید و به مدت نزدیک به ۳۷ سال بر ایران حکومت کرد. دوران سلطنت او با تحولات بزرگی در عرصه داخلی و خارجی همراه بود و سرانجام علت مرگ فتحعلی شاه قاجار به بیماری ذاتالجنب در شهر اصفهان بازمیگردد. او در روز نوزدهم جمادیالثانی سال ۱۲۵۰ هجری قمری، برابر با یکم آبان ماه ۱۲۱۳ خورشیدی، در سن ۶۸ سالگی چشم از جهان فرو بست.
برای درک بهتر علت مرگ فتحعلی شاه قاجار، باید نخست با زندگی و شخصیت این پادشاه آشنا شویم. فتحعلی شاه در ششم جمادیالاول سال ۱۱۸۶ هجری قمری، برابر با پانزدهم مرداد ۱۱۵۱ خورشیدی، در شهر دامغان به دنیا آمد. پدرش حسینقلیخان قوانلو قاجار ملقب به جهانسوز و مادرش آسیهخانم مشهور به امالخاقان بود. او در دوران جوانی در کنار عموی خود آقامحمدخان قاجار، بنیانگذار سلسله قاجار، رشد و پرورش یافت و پس از قتل آقامحمدخان، با تدبیر و هوشمندی خود را به تهران رساند و بر تخت پادشاهی تکیه زد. این گونه بود که سرنوشت ایران برای نزدیک به چهار دهه در دستان این پادشاه قاجاری قرار گرفت.
اواخر سلطنت فتحعلی شاه و نشانههای افول قدرت
در سالهای پایانی حکومت فتحعلی شاه، نشانههای آشکاری از افول قدرت در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران پدیدار شد. پادشاه سالخورده قاجار که زمانی با تدبیر و هوشمندی توانسته بود سلطنت خود را تثبیت کند، اکنون به دلیل افزایش سن و سبک زندگی مرفه، کمتر به امور داخلی کشور توجه میکرد. این بیتوجهی در کنار شکستهای سنگین ایران در جنگهای اول و دوم با روسیه و امضای عهدنامههای تحقیرآمیز گلستان و ترکمانچای، به شدت بر روحیه و سلامت جسمانی او تأثیر منفی گذاشت و زمینهساز علت مرگ فتحعلی شاه قاجار در سالهای بعد شد.
علاوه بر مسائل سیاسی، مشکلات اقتصادی گریبانگیر کشور شده بود و فتحعلی شاه که به پرخوری و کمتحرکی عادت داشت، روز به روز چاقتر و ناتوانتر میشد. این عوامل در کنار فشار روانی ناشی از مرگ پسر محبوبش عباس میرزا، ولیعهد او، در سال ۱۲۴۹ قمری، سیستم ایمنی بدن پادشاه را به شدت تضعیف کرد و او را در برابر بیماریها آسیبپذیر ساخت. در واقع، علت مرگ فتحعلی شاه قاجار را نباید تنها به بیماری ذاتالجنب در اصفهان محدود کرد، بلکه باید آن را نتیجه سالها بیتوجهی به سلامت جسمانی و روحی در کنار بحرانهای سیاسی و اجتماعی دانست که در اواخر سلطنتش به اوج خود رسیده بود.
وضعیت جسمانی فتحعلی شاه در سالهای پایانی عمر
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار را نمیتوان جدا از سبک زندگی و وضعیت جسمانی او در سالهای پایانی عمر بررسی کرد. منابع تاریخی از فتحعلی شاه به عنوان پادشاهی یاد کردهاند که به تنبلی و پرخوری عادت داشت و به بلاهت و ضعف اراده شناخته میشد. این ویژگیهای شخصیتی در کنار کهولت سن، زمینهساز بروز بیماریهای متعدد در اواخر عمر او شد. فتحعلی شاه در سالهای پایانی سلطنت خود، به دلیل افزایش سن و سبک زندگی ناسالم، به تدریج قدرت جسمانی خود را از دست داد و بیماریهای مختلف او را درگیر کرد. پزشکان دربار هر چند تلاشهای فراوانی برای حفظ سلامت شاه انجام میدادند، اما امکانات پزشکی در آن دوران بسیار محدود بود و بسیاری از بیماریها درمان قطعی نداشتند.
با وجود اینکه فتحعلی شاه در جوانی از نیروی بدنی قابل توجهی برخوردار بود و در شکار و جنگآوری مهارت داشت، اما افزایش سن و زندگی پرمخاطره درباری، سلامت او را به شدت تحت تأثیر قرار داد. او در سالهای پایانی عمر، کمتر به شکار و فعالیتهای جسمانی میپرداخت و بیشتر وقت خود را در اندرونی و میان زنان و فرزندان متعدد خود سپری میکرد. این تغییر در سبک زندگی، بیتردید در تضعیف بنیه جسمانی او و در نهایت در علت مرگ فتحعلی شاه قاجار مؤثر بود. بسیاری از مورخان بر این باورند که اگر فتحعلی شاه در سالهای پایانی عمر خود به سلامت جسمانی خود بیشتر توجه میکرد، شاید میتوانست مدت بیشتری بر مسند قدرت باقی بماند و شاید سرنوشت جنگهای ایران و روسیه نیز به گونهای دیگر رقم میخورد.
مشکلات سیاسی و اقتصادی در اواخر حکومت قاجار
اواخر سلطنت فتحعلی شاه با مشکلات سخت اقتصادی همراه بود و ایران را به آستانه فروپاشی حکومتی رساند. این مشکلات اقتصادی که ناشی از جنگهای طولانی با روسیه و پرداخت غرامتهای سنگین بود، بر اوضاع داخلی کشور تأثیر منفی گذاشته بود. فتحعلی شاه که در ابتدای سلطنت خود با شور و نشاط فراوان به اداره کشور پرداخته بود، در سالهای پایانی عمر، کمتر به امور داخلی کشور توجه میکرد و بیشتر به عیش و نوش و خوشگذرانی مشغول بود. این بیتوجهی به امور کشور، نه تنها بر وضعیت اقتصادی ایران تأثیر منفی گذاشت، بلکه بر سلامت روانی و جسمانی خود شاه نیز اثرگذار بود و به نوعی در علت مرگ فتحعلی شاه قاجار بیتأثیر نبود.
جنگهای اول و دوم ایران و روسیه که در دوره فتحعلی شاه رخ داد، ضربات جبرانناپذیری به پیکره ایران وارد کرد. عهدنامههای گلستان و ترکمانچای که به ترتیب در سالهای ۱۲۲۸ و ۱۲۴۳ هجری قمری به امضا رسید، موجب جدا شدن سرزمینهای وسیعی از ایران شد. این شکستهای سنگین، روحیه فتحعلی شاه را در سالهای پایانی عمر به شدت تضعیف کرد و بر سلامت او تأثیر منفی گذاشت. فشار روانی ناشی از این شکستها و از دست دادن بخشهای بزرگی از خاک ایران، بیتردید در تشدید بیماری او و در نهایت در علت مرگ فتحعلی شاه قاجار مؤثر بود. او که خود را خاقان صاحبقران مینامید، نمیتوانست شکستهای پیاپی را به راحتی تحمل کند و این ناکامیها، روحیه او را در هم شکست.
بیماری فتحعلی شاه در اصفهان
فتحعلیشاه قاجار در اواخر عمر، در سفر به اصفهان بیمار شد و سرانجام در همان شهر درگذشت. شرح کوتاه این واقعه به این شرح است:
زمان و مکان شروع بیماری: بیماری فتحعلیشاه در رو پانزدهم جمادیالثانی سال ۱۲۵۰ هجری قمری (مهرماه ۱۲۱۳ خورشیدی)، در شهر اصفهان آغاز شد.
نوع بیماری: پزشکان بیماری او را «ذاتالجنب» تشخیص دادند. این بیماری که امروزه با نام پلورزی شناخته میشود، نوعی التهاب در پردههای اطراف ریه است.
درمان و نتیجه: با وجود بهرهگیری از پزشکان محلی برای درمان، بیماری شاه درمان نشد و حال او روز به روز وخیمتر شد.
زمان مرگ: سرانجام، فتحعلیشاه در روز نوزدهم جمادیالثانی ۱۲۵۰ قمری (یکم آبان ۱۲۱۳ خورشیدی)، پس از ۳۷ سال سلطنت در ۶۸ سالگی در اصفهان درگذشت.
آغاز بیماری و تشخیص ذاتالجنب
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار به طور مستقیم به بیماری ذاتالجنب بازمیگردد. در روز پانزدهم جمادیالثانی سال ۱۲۵۰ هجری قمری، فتحعلی شاه قاجار که برای وصول مالیات و آرام کردن شورشهای جنوب به اصفهان سفر کرده بود، ناگهان دچار بیماری شد. این بیماری که به «ذاتالجنب» معروف است، نوعی التهاب شدید در پردههای اطراف ریه محسوب میشود و در آن زمان درمان آن بسیار دشوار بود. پزشکان و اطبای حاضر در اردوی شاه، تمام تلاش خود را برای مداوای او به کار بستند، اما بهبودی در حال شاه حاصل نشد و بیماری او روز به روز شدت یافت.
بیماری ذاتالجنب که امروزه با نام پلورزی شناخته میشود، در قرن نوزدهم میلادی یکی از بیماریهای خطرناک و اغلب کشنده محسوب میشد. این بیماری معمولاً با تب شدید، درد قفسه سینه، تنگی نفس و سرفههای خشک همراه است و در صورت عدم درمان مناسب، میتواند به مرگ بیمار منجر شود. با توجه به سن بالای فتحعلی شاه و ضعف جسمانی او، ابتلا به این بیماری بسیار خطرناک بود و شانس بهبودی او را به شدت کاهش میداد. علت مرگ فتحعلی شاه قاجار را باید در همین بیماری و عوارض ناشی از آن جستوجو کرد، هرچند که عوامل دیگری نیز در تضعیف او نقش داشتند.
واکنش درباریان و پزشکان به بیماری شاه
هنگامی که خبر بیماری فتحعلی شاه در اصفهان پیچید، درباریان و امرای لشکر به شدت نگران شدند. علت مرگ فتحعلی شاه قاجار در آن لحظات برای بسیاری از آنان روشن نبود، اما همگان میدانستند که بیماری شاه بسیار جدی است. پزشکان متعددی از نقاط مختلف برای مداوای شاه به اصفهان فراخوانده شدند و هر کدام روشهای درمانی خود را به کار بستند، اما هیچ یک از این تلاشها نتیجهبخش نبود. برخی از منابع تاریخی نقل کردهاند که پزشکان از درمان شاه ناامید شده بودند و تنها با تجویز مسکنهای ساده، سعی در کاهش درد و رنج او داشتند.
نکته قابل توجه در مورد علت مرگ فتحعلی شاه قاجار این است که با وجود برخورداری از بهترین پزشکان و امکانات درمانی آن دوران، هیچ درمان موثری برای بیماری او یافت نشد. این موضوع نشاندهنده وضعیت اسفبار پزشکی در آن دوران است که حتی برای پادشاهان نیز امکانات کافی برای مقابله با بیماریهای جدی وجود نداشت. درباریان که از وخامت حال شاه آگاه شده بودند، هر کدام به فکر آینده خود و جانشینی شاه افتادند و رقابتهای پنهانی برای نزدیک شدن به تخت سلطنت آغاز شد. این جو پرتنش و نگرانی، بیتردید بر روند درمان شاه تأثیر منفی گذاشت و او را از آرامش لازم برای بهبودی محروم کرد.
روزهای پایانی و لحظه مرگ
در روزهای پایانی عمر، فتحعلیشاه برای وصول مالیاتهای معوقه و همچنین خاموش کردن شایعه مرگ خود، تهران را به مقصد جنوب ترک کرد. او با سپاهی سیهزار نفره رهسپار شد، اما این سفر در حالی بود که از پیش بیمار و علیل بود و این امر بر وخامت حال او افزود.
در اصفهان، بیماری او که ذاتالجنب تشخیص داده شده بود، به شدت وخیم شد. در واپسین لحظات، پادشاه سالخورده قاجار که ۳۶ سال و ۸ ماه بر ایران حکومت کرده بود، بر یکی از خواجهسرایان خود به نام آغا بهرام قراباغی تکیه داد و سرانجام در روز نوزدهم جمادیالثانی سال ۱۲۵۰ هجری قمری (اول آبان ۱۲۱۳ خورشیدی)، در سن ۶۸ سالگی چشم از جهان فروبست.
پس از مرگ، پیکر او با احترام به شهر قم منتقل شد و در جوار حرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.
شرح لحظات آخر عمر فتحعلی شاه
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار در روز نوزدهم جمادیالثانی سال ۱۲۵۰ هجری قمری به وقوع پیوست. بر اساس گزارشهای تاریخی، بیماری وی در پانزدهم جمادیالاخر آشکار شد و پزشکان برای درمان او اقدام کردند، اما تلاشهای آنان بیفایده بود. سرانجام، فتحعلی شاه در روز نوزدهم جمادیالثانی، سه ساعت قبل از غروب آفتاب، در رواق قزلایاغ هفتدست سعادتآباد در اصفهان جان سپرد. در لحظات پایانی عمر، وی بر یکی از خواجهسرایان به نام آغا بهرام قراباغی تکیه کرد و پس از چند نفس، دار فانی را وداع گفت. این لحظات تلخ، پایانبخش نزدیک به ۳۷ سال سلطنت فتحعلی شاه بود.
فتحعلی شاه در واپسین لحظات عمر خود، با چه افکاری دست و پنجه نرم میکرد؟ برخی منابع تاریخی نقل کردهاند که او در آن لحظات به سرنوشت خاندان قاجار و بحران جانشینی که پس از مرگش رخ خواهد داد، میاندیشید. او میدانست که با مرگ او، کشور وارد دورهای از آشوب و هرجمرج خواهد شد و فرزندان و شاهزادگان متعددش هر کدام ادعای سلطنت خواهند کرد. علت مرگ فتحعلی شاه قاجار هر چه بود، او در لحظات پایانی عمر، بیش از آنکه به مرگ خود بیندیشد، به آینده ایران و خاندان قاجار میاندیشید و این نشان از درک عمیق او از وضعیت سیاسی کشور داشت.
انتقال پیکر به قم و تشییع جنازه
پس از وفات فتحعلی شاه، ارکان کشور و امرای لشکر جنازه وی را با احترام و تشریفات کامل به شهر قم منتقل کردند. پیکر او در جوار حرم مطهر حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) به خاک سپرده شد. این مکان بهعنوان یکی از مهمترین اماکن مقدسه شیعیان، برای دفن پادشاه قاجار انتخاب شد تا نشاندهنده ارادت وی به خاندان اهلبیت (علیهمالسلام) باشد. فتحعلی شاه خود وصیت کرده بود که در این مکان دفن شود و این وصیت او به دقت اجرا گردید.
انتقال پیکر فتحعلی شاه از اصفهان به قم، در آن زمان سفری طولانی و دشوار بود. با این حال، درباریان و امرا با تمام توان خود این مراسم را به بهترین شکل ممکن برگزار کردند تا احترام خود را به پادشاه فقید نشان دهند. علت مرگ فتحعلی شاه قاجار هر چند در اصفهان رخ داد، اما او در جوار حرم کریمه اهلبیت به خاک سپرده شد تا نامش برای همیشه با این شهر مقدس گره بخورد. دفن فتحعلی شاه در قم، سنتی را در میان شاهان قاجار ایجاد کرد که پس از او نیز ادامه یافت و بسیاری از شاهان این دودمان در این شهر به خاک سپرده شدند.
تحلیل علت مرگ فتحعلی شاه قاجار از منظر پزشکی و تاریخی
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار در نهایت به بیماری ذاتالجنب (پلورزی) بازمیگردد که در روز پانزدهم جمادیالثانی ۱۲۵۰ قمری در اصفهان به آن مبتلا شد و چهار روز بعد، در ۶۸ سالگی، به زندگی او پایان داد. اما این بیماری تنها ضربه نهایی بود؛ عوامل زمینهساز متعددی از جمله بیماریهای مزمن مانند قولنج، بیماری کبدی و سل، سبک زندگی ناسالم همراه با پرخوری و کمتحرکی، و فشارهای روانی ناشی از مرگ پسر محبوبش عباسمیرزا و شکستهای تحقیرآمیز در جنگهای ایران و روسیه، سالها پیش زمینههای مرگ او را فراهم کرده بودند. محدودیتهای پزشکی دوران قاجار نیز که توانایی مقابله با بیماریهای عفونی را نداشت، بر این روند افزود. سفر پرخطر شاه به اصفهان در سالهای پایانی عمر، با وجود بیماری و کهولت سن، آخرین حلقه از زنجیره عواملی بود که به مرگ او انجامید. مرگ فتحعلیشاه پس از ۳۷ سال سلطنت، ایران را درگیر بحران جانشینی کرد و سرآغاز دورهای از آشوبها و نابسامانیها شد. آرامگاه او در جوار حرم حضرت معصومه در قم، یادگار این پادشاه قاجاری و سرنوشت تلخی است که بر اثر بیماری در اصفهان برای او رقم خورد.
ذاتالجنب؛ عامل اصلی مرگ
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار از منظر پزشکی، بیماری ذاتالجنب یا پلورزی بوده است. این بیماری که در اثر التهاب پردههای اطراف ریه ایجاد میشود، میتواند دلایل مختلفی داشته باشد از جمله عفونتهای باکتریایی، ویروسی، سل ریوی، و یا حتی عوارض ناشی از بیماریهای دیگر. با توجه به سن بالای فتحعلی شاه (۶۸ سالگی) و سبک زندگی ناسالم او، احتمال اینکه سیستم ایمنی بدن وی به شدت تضعیف شده باشد، بسیار بالاست. در چنین شرایطی، هر گونه عفونت ساده میتوانست به سرعت به بیماریهای خطرناکتر تبدیل شود و جان بیمار را تهدید کند.
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار را نمیتوان تنها به بیماری ذاتالجنب محدود کرد، بلکه باید به مجموعهای از عوامل زمینهساز نیز توجه داشت. چاقی مفرط، پرخوری، کمتحرکی و استرسهای روانی ناشی از جنگها و شکستهای پیاپی، همگی در تضعیف سلامت او نقش داشتند. به عبارت دیگر، ذاتالجنب تنها عاملی بود که در نهایت به زندگی او پایان داد، اما زمینههای این مرگ سالها قبل و با سبک زندگی ناسالم او فراهم شده بود. پزشکان آن دوران هر چند تلاشهای بسیاری برای درمان شاه انجام دادند، اما با توجه به محدودیتهای علمی و پزشکی آن زمان، هیچ راهی برای نجات او نداشتند.
عوامل زمینهساز در مرگ فتحعلی شاه
علاوه بر بیماری ذاتالجنب، عوامل دیگری نیز در علت مرگ فتحعلی شاه قاجار نقش داشتند. یکی از مهمترین این عوامل، فشارهای روانی ناشی از جنگهای ایران و روسیه بود. فتحعلی شاه که خود را پادشاهی قدرتمند و شکستناپذیر میدانست، شکست در جنگها و از دست دادن سرزمینهای قفقاز را به سختی تحمل میکرد. این فشار روانی، بیتردید بر سیستم ایمنی بدن او تأثیر منفی گذاشت و او را در برابر بیماریها آسیبپذیرتر کرد. همچنین، مرگ پسر محبوبش عباس میرزا، ولیعهد او، در سال ۱۲۴۹ هجری قمری، ضربه روحی شدیدی به او وارد کرد و سلامت روانی و جسمانی او را به شدت تضعیف نمود.
عامل دیگر در علت مرگ فتحعلی شاه قاجار، سفرهای طولانی و طاقتفرسا در سالهای پایانی عمر بود. او در سال ۱۲۵۰ هجری قمری، با وجود کهولت سن و بیماری، از تهران به سوی جنوب حرکت کرد تا شایعه مرگ خود را از میان بردارد و مالیاتهای معوقه را وصول کند. این سفر طولانی در فصل گرم سال، فشار زیادی بر بدن پیر او وارد کرد و زمینه را برای بروز بیماری ذاتالجنب فراهم نمود. به عبارت دیگر، علت مرگ فتحعلی شاه قاجار را باید در ترکیبی از عوامل جسمانی، روانی و محیطی جستوجو کرد که در نهایت به فروپاشی بدن او انجامید.
پیامدهای مرگ فتحعلی شاه قاجار
مرگ فتحعلیشاه در اصفهان، ایران را درگیر سه بحران اساسی کرد:
بحران جانشینی و هرجمرج: با وجود تعیین محمدشاه به عنوان ولیعهد، مدعیان قدرتمندی مانند علیمیرزا ظلالسلطان و حسینعلیمیرزا فرمانفرما علم شورش برداشتند. این بحران با تدبیر قائممقام فراهانی سرکوب شد، اما ضعف ساختار سیاسی قاجار را آشکار کرد.
فروپاشی اقتصادی و تضعیف ارتش: جنگهای طولانی با روسیه خزانه را تهی کرده و ارتش را تضعیف نموده بود. مرگ شاه، این بحران را تشدید کرد و کشور را در آستانه فروپاشی قرار داد.
افزایش نفوذ بیگانگان: هرجمرج داخلی، فرصتی برای روسیه و انگلستان شد تا نفوذ خود را در امور ایران گسترش دهند و در بحران جانشینی دخالت کنند.
به طور خلاصه، مرگ فتحعلیشاه، پایان یک دوران و آغاز دورهای از ناآرامی، وابستگی و افول برای ایران بود که زمینهساز تحولات بعدی در دوره قاجار شد.
بحران جانشینی پس از مرگ شاه
پس از علت مرگ فتحعلی شاه قاجار و درگذشت او، کشور با بحران بزرگی در زمینه جانشینی مواجه شد. فتحعلی شاه که دارای تعداد زیادی فرزند پسر بود، هر یک از آنان مدعی سلطنت شدند و کشور را به ورطه هرجمرج کشاندند. بحران جانشینی فتحعلیشاه، مجموعه شورشهایی بود که پس از درگذشت او در جایجای ایران توسط شاهزادگانی که مدعی جانشینی فتحعلیشاه بودند شکل گرفت. این بحران، یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی خاندان قاجار بود و میتوانست به فروپاشی کامل این سلسله منجر شود.
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار هر چند یک رویداد طبیعی و پزشکی بود، اما پیامدهای سیاسی آن بسیار گسترده و عمیق بود. با مرگ او، رقابتهای شدیدی میان فرزندان و نوههایش برای تصاحب تاج و تخت درگرفت. مدعیان اصلی تاج و تخت، علیمیرزا ظلالسلطان و حسینعلیمیرزا فرمانفرما، عموهای محمدشاه بودند که هر کدام با تکیه بر قدرت نظامی خود، به دنبال به دست گرفتن حکومت بودند. در نهایت، با تدبیر قائممقام فراهانی و با اقدامات نظامی محمدشاه قاجار، این شورشها سرکوب شد و محمدشاه به سلطنت رسید. اما این بحران، نشاندهنده ضعف ساختار سیاسی قاجار و نبود قانون مشخص برای جانشینی بود.
تأثیر مرگ فتحعلی شاه بر سرنوشت ایران
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار و درگذشت او، نقطه عطفی در تاریخ ایران محسوب میشود. او که نزدیک به ۳۷ سال بر ایران حکومت کرده بود، نقش مهمی در تحولات سیاسی و فرهنگی دوران قاجار داشت. مرگ او در اصفهان و انتقال پیکرش به قم، نشاندهنده جایگاه ویژه این شهر در میان حکمرانان قاجار و شیعیان بود. این واقعه همچنین آغاز دورهای جدید در تاریخ قاجار بود که با تغییرات گسترده در ساختار حکومتی همراه شد. با مرگ فتحعلی شاه، دوران طولانی سلطنت او به پایان رسید و ایران وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود شد.
با وجود اینکه علت مرگ فتحعلی شاه قاجار یک رویداد طبیعی بود، اما پیامدهای آن برای ایران بسیار گسترده بود. مرگ او در حالی رخ داد که کشور درگیر مشکلات عدیده اقتصادی، سیاسی و نظامی بود و نیاز مبرم به یک رهبر قوی و کارآمد داشت. اما متأسفانه، جانشینان او نه تنها نتوانستند مشکلات کشور را حل کنند، بلکه بر پیچیدگیهای آن افزودند. محمدشاه که پس از فتحعلی شاه به سلطنت رسید، با وجود تلاشهای قائممقام فراهانی، نتوانست اصلاحات اساسی در کشور ایجاد کند و روند افول ایران ادامه یافت. علت مرگ فتحعلی شاه قاجار را میتوان پایانی بر دوران نسبتاً با ثبات قاجار و آغازی بر دورهای از آشوبها و نابسامانیها دانست.
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار، دومین پادشاه دودمان قاجار، بیماری ذاتالجنب بود که در روز نوزدهم جمادیالثانی سال ۱۲۵۰ هجری قمری، برابر با یکم آبان ۱۲۱۳ خورشیدی، در شهر اصفهان به زندگی او پایان داد. با این حال، این بیماری تنها عامل نهایی مرگ او بود و عوامل زمینهساز متعددی از جمله کهولت سن، سبک زندگی ناسالم، پرخوری و کمتحرکی، فشارهای روانی ناشی از جنگهای ایران و روسیه، و سفرهای طاقتفرسا در سالهای پایانی عمر، همگی در تضعیف سلامت او و در نهایت در مرگ او نقش داشتند.
فتحعلی شاه قاجار که نزدیک به ۳۷ سال بر ایران حکومت کرد، دوران پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت. او در ابتدای سلطنت خود با تدبیر و هوشمندی توانست قدرت قاجارها را تثبیت کند و کشور را از آشوبهای پس از مرگ آقامحمدخان نجات دهد. اما در سالهای پایانی عمر، به دلیل کهولت سن و بیماری، نتوانست آن گونه که باید و شاید به امور کشور رسیدگی کند و این بیتوجهی، زمینهساز بسیاری از مشکلاتی شد که پس از مرگ او گریبانگیر ایران گردید.
مرگ فتحعلی شاه، نه تنها پایان زندگی یک پادشاه، بلکه آغاز دورهای جدید در تاریخ ایران بود. بحران جانشینی که پس از او رخ داد، نشاندهنده ضعف ساختار سیاسی قاجار و نبود قانون مشخص برای انتقال قدرت بود. اگرچه با تدبیر قائممقام فراهانی، محمدشاه به سلطنت رسید و بحران موقتاً فروکش کرد، اما این بحران، زنگ خطری برای آینده قاجار بود و نشان میداد که این دودمان برای بقا و ادامه حیات خود، نیازمند اصلاحات اساسی در ساختار حکومتی و قانون جانشینی است.
علت مرگ فتحعلی شاه قاجار هر چه بود، او به عنوان یکی از تأثیرگذارترین پادشاهان قاجار در تاریخ ایران باقی ماند. دوران حکومت او، با وجود همه فراز و نشیبها، دورهای مهم در تاریخ معاصر ایران است که شناخت آن، برای درک بهتر تحولات بعدی کشور ضروری است. آرامگاه او در جوار حرم مطهر حضرت معصومه در شهر قم، همواره یادآور روزگار سلطنت طولانی این پادشاه قاجاری و سرنوشت تلخی است که بر اثر بیماری ذاتالجنب در شهر اصفهان برای او رقم خورد.



