نوشته های وبلاگ

سرنوشت تلخ زنان صیغه ای ناصر الدین شاه

سرنوشت تلخ زنان صیغه ای ناصر الدین شاه

عین السلطنه در یکی از صفحات جلد دوم کتاب خود به توصیف نحوه اخراج بیش از یکصد زن از زنان حرمسرای ناصرالدین شاه در دوران پس از مرگ او می پردازد. توصیفات وی نشان از سرنوشت تلخ این زنان دارد که در ادامه آمده است:
«زنهای شاه را روز ششم محرم از اندرون بیرون کردند، خیلی بد و مستهجن که ابداً شایسته نبود. اول بنا نبود تا انقضای مدت(صیغه) بیرون روند. نمی دانم صدر اعظم چه کرد که روز پنجم خواجه رفته حکم کرد که فردا تماماً بروید و روز ششم بیچاره ها نصفی با الاغ کرایه، نصفی با تراموای، نصفی پیاده، نصفی با کالسکه بیرون رفتند. مردم هم دسته دسته، جوقه جوقه در خیابان ایستاده نظاره می کردند و اینها بیرون می رفتند. هر کس به خود وعده می داد و یکی را انتخاب می کرد. این زنها که سایه آنها را آسمان نمی دید و در وقت بیرون آمدن صدای “دور شو کور شو پس برو” گوش عالم را کر می کرد به این حال بیرون می رفتند که دل مردم به تمام آنها سوخت. یکصد و دوازده صیغه و عقدی بیرون رفت که هزار و هفتصد نفر زن جمع آنها بود. در تمام کوچه و محلات شهر پراکنده شدند. بعضیها که جا و مکان نداشتند به خانه های دخترهای شاه شهید و اقوام دور خود پناه بردند. در هر خانه امشب ذکر این بود و زنها مرافعه داشتند. کسی هم نیست که نگوید باید خدمت اینها رسید و بعضی را گرفت. هر کس به خودش یکی و دو تا وعده داده، وضیع و شریف حرفشان همین است. هیچ صحبتی در این ایام بیشتر از این صحبت رواج ندارد. هر دو نفر آدمی که در جایی نشسته اند یا در حرکت باشند صحبت از این می کنند و کنکاش این مطلب را می کنند. طوری صحبت آنها شیوع دارد که بالاتر از قتل شاه در آن ایام است. حقیقت هیچ بهرام و مامونی اینقدر زنهای خوشگل جمع نکرد و محال است آنقدر زن جمع کردن. پنجاه سال سلطنت ناصرالدین شاه و هفتاد سال عمر او به جمع آوری و تربیت اینها صرف شد و حقیقت از هر جهت در این کار استاد بود و مثل او احدی در این کار قوه و قدرت نداشت. شهوت آن مرد هفتاد ساله بیشتر از جوان چهارده ساله بود. تا مرد بخت و اقبال با او همراهی کرد»

مطالب مرتبط

4 دیدگاه برای “سرنوشت تلخ زنان صیغه ای ناصر الدین شاه

  1. یکبار من به یک دوست هلندی عکسهای زنهای ناصرالدین شاه را نشان دادم. اون دوست هلندی گفت که حتی یک سگ هم در هلند با چنین زنان زشتی نمیخوابد. و او هم عکس زنان درباری قرن نوزده هلند را نشان داد که همگی واقعا زیبا بودند. بعدها که خاطرات ناصرالدین شاه قاجار از سفرش به فرنگ را خواندم متوجه شدم ناصرالدین شاه از اینکه زنان ایرانی در مقابل زنان اروپایی آنقدر زشت هستند احساس حقارت میکند و میگوید که خدا این زنان کفار را بسیار زیبا آفریده است. حدود ۸۰ درصد خاطرات فرنگ ناصرالدین شاه در مورد زیبایی زنان فرنگی است و اینکه متاسفانه آنها رعیت ایران نیستند که شاه آنها را تصاحب کند. این عقده تاکنون در ایرانیان مانده است. من که ۲۰ سال است در اروپا و آمریکا زندگی میکنم، حسرت تمام مردان ایرانی را در ازدواج با زنان بلوند خارجی میدانم که من هیچکس را ندیده ام موفق باشد، جز چند نفر که با پیرزنهای اروپایی رابطه داشته اند و به آن میبالند. تمام افتخار ایرانیها از داشتن زن فرنگی به دکتر جراح میلیونر ایرانی مقیم آمریکا میباشد که با جنا دیویس ۶۰ ساله (که ۲۰ سال از دکتر جراح بزرگتر است) ازدواج کرده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *